خودرو را میتوان یکروزه وارد کرد؛ اما خدمات پس از فروش را نمیتوان یکشبه ساخت.
با توسعه واردات خودرو در مناطق آزاد و افزایش تعداد شرکتهای واردکننده، یک نگرانی جدی در حال شکلگیری است؛ نگرانیای که شاید امروز چندان دیده نشود، اما در سالهای آینده میتواند به یکی از چالشهای اصلی مصرفکنندگان تبدیل شود:
اگر واردکننده فردا نباشد، چه کسی پاسخگوی مشتری خواهد بود؟
ورود بازیگران جدید به بازار خودرو ذاتا اتفاق بدی نیست. واردات میتواند رقابت، تنوع محصول و حق انتخاب مشتری را افزایش دهد. مساله از جایی شروع میشود که سرعت واردات از سرعت ایجاد زیرساختهای خدمات پس از فروش بیشتر باشد.
در بیش از ۱۵ سال فعالیت در صنعتخودرو، بارها دیدهام که موفقیت یک محصول فقط به قیمت و امکانات آن وابسته نیست؛ چند سال بعد، قطعه، تعمیرکار متخصص و خدمات پس از فروش تعیین میکنند که مشتری از خرید خود راضی است یا خیر.
حال تصور کنیم هزاران خودرو در مناطق آزاد وارد و فروخته شوند، اما برای آنها شبکه منسجم خدمات، قطعاتیدکی و سازوکار مشخص گارانتی وجود نداشته باشد. اگر شرکت واردکننده فعالیت خود را متوقف کند، تکلیف مشتری چیست؟
این پرسشها باید قبل از فروش خودرو پاسخ داده شوند، نه بعد از ایجاد مشکل.
صنعتخودرو یکی از بزرگترین زنجیرههای اقتصادی کشور است و نمیتوان سیاست آن را صرفا با تصمیمات مقطعی مدیریت کرد.
چرا برای صنعتخودرو یک نقشه راه حداقل ۵ تا ۱۰ ساله نداریم که در آن تکلیف واردات، تولید، خدمات پس از فروش، قطعات و حقوق مصرفکننده مشخص باشد؟
اگر محدودیتهای ارزی، یکی از دلایل محدودیت واردات در سرزمین اصلی است باید پرسید:
آیا ارز واردکننده در منطقه آزاد با ارز واردکننده در سرزمین اصلی تفاوتی دارد؟
و اگر واردات آزادتر میشود، آیا اثر آن بر تولیدکنندگان داخلی و زنجیره قطعهسازی نیز بهطور دقیق بررسی شده است؟
اینها به معنای مخالفت با واردات نیست؛ بلکه به معنای ضرورت سیاستگزاری یکپارچه است.
